تبليغاتX

449349i166f2hiqx.gif تشنگان ظهور - ویژگی سربازان امام زمان (عج)



سربازان امام زمان (عج ) چه ويژگي هايي دارند و آيا ما مي توانيم جزء سربازان ايشان قرار گيريم ؟

۱-از يك نگاه، ياران امام زمان(عج)، به دو دسته تقسيم مى‏شوند. دسته‏ى اول،

ياران خاص آن حضرتند كه مطابق روايات معصومين(ع)، سيصد و سيزده نفر

مى‏باشند. امام باقر(ع) كه فرمود: «فاذا خرج اسند ظهره الى الكعبه و اجتمع اليه

 ثلاثمأة و ثلاثة عشر رجلاً»، (ميزان الحكمه، ج 1، ص 278، ح 1169).


نيز در برخى روايات آمده است كه امام زمان(عج) در زمان غيبت، غالبا در مدينه و

اطراف آن مى‏باشد و سى نفر از اين ياران خاص، وى را همراهى مى‏كنند و اين

 عده، هيچ وحشت و ترسى ندارند: «عن على بن ابى حمزه، عن ابى بصير عن ابى

 عبدالله قال لابد لصاحب هذا الامر من غيبة و لابد له فى غيبته من عزلة و نعم

 المنزل مدينه و ما بثلاثين من وحشة»، (اصول كافى / ج 2 / ص 140، حديث 16).

 سيصد و سيزده يار مذكور، پس از ظهور، هر يك در هر منطقه، به عنوان نماينده

ويژه آنحضرت است و به عنوان فرمانده ايفاى نقش مى‏كند. 


۲-
دسته دوم ياران امام زمان(عج)، همه‏ى عاشقان و دلباختگان آنحضرتند كه در

رديف دسته اول نيستند. اين دسته داراى ويژگيهائى هستند كه به بعضى از آن‏ها

اشاره مى‏شود:


الف. شناخت همراه با احساس عشق و محبت به آن حضرت. شناخت اگر فاقد

جنبه احساسات عميق قلبى باشد، به تنهائى محرك انسان نيست، همان گونه كه

 احساس علاقه بدون شناخت كافى، جهت‏دهى درستى به انسان نمى‏دهد. مثلاً

در ارتباط با امام حسين(ع)، اگر فقط به شناخت تكيه شود، و اين شناخت با عواطف

 قلبى آميخته نشود، او را به درياى موّاج عزاداران حسين، سوق نمى‏دهد. همچنان

 كه تكيه به احساسات صرف و بدون شناخت لازم نيز از آنجا سر در مى‏آورد كه

 عاشق حسين(ع)، بر سر بچه‏اش قمه مى‏زند. حتى در علم روان‏شناسى، اين

مطلب مطرح است كه براى جهت‏دهى رفتار، تلفيقى از شناخت و احساس ضرورى

است. اهميت شناخت امام زمان(عج) به اندازى مهم است كه پيامبر(ص) فرمود:

«من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهليهة». اين سخن، گرچه مربوط به

همه معصومين است اما شامل امام زمان(عج) هم مى‏گردد.

 
ب. مواظبت در امر دين: هر چه به زمان حضور نزديك مى‏شويم، جريان باطل فضاى

 فكرى و عملى جامعه را به بيشترين ميزان ممكن، مى‏آلايد. در چنين شرايطى، پا

برجا و ثابت قدم بودن در باورهاى دينى، مشكل‏تر است. ياران امام زمان(عج)، بايد با

جديّت تمام، در اين راستا، كوشا باشند: «عن على بن جعفر عن اخيه موسى بن

 جعفر(ع) قال: اذا فقد الخامس من ولد السابع فاللّه اللّه فى اديانكم لا يزيلكم عنها

 احد، يا بنىّ انه لابد لصاحب هذا الامر من غيبة حتى يرجع عن هذا الامر من كان

يقول به، انّما هى محنة من اللّه عزّوجلّ امتحن بها خلقه، لو علم آباءكم و اجدادكم

دينا اصح من هذا لاتّبعوه...؛ على بن جعفر از برادرش موسى بن جعفر(ع) نقل

مى‏كند كه فرمود: هرگاه پنجمين فرزند هفتمين امام ناپديد شود، خدا را، خدا را،

نسبت به دينتان مواظب باشيد. مبادا كسى شما را از دينتان جدا كند. پسر جان،

 ناچار صاحب الامر غيبتى كند كه معتقدين به امامت هم از آن برگردند. همانا امر

غيبت، آزمايشى است از جانب خداى عزّوجلّ كه خلقش را به وسيله‏ى آن بيازمايد.

 اگر پدران و اجداد شما (امامان و پيغمبران پيشين)، دينى درست‏تر از اين سراغ

 داشتند، از آن پيروى مى‏كردند»، (اصول كافى، ج 2، ص 132).


ج. انتظار ظهور: امام صادق(ع): «من مات منتظرا لهذا الامر كان كمن كان مع القائم

 فى فسطاطه (چادر ـ خيمه)»، (ميزان الحكمه، ج 1، حديث 1205؛ حديثى مشابه

 در اصول كافى، ج 2، ص 142، حديث 24 (95)


د. دقت در مكان‏هاى حضور آن حضرت: رواياتى داريم كه امام زمان(عج) در مواقف حج

 و در مدينه حاضر مى‏شوند. در مورد مدينه قبلاً اشاره گرديد اما در مورد مواقف حج:

 «عن عبيد بن زراره، عن ابى عبدالله(ع) قال: للقائم غيبتان، يشهد فى احديهما

 المواسم يرى النّاس و لا يرونه؛ امام صادق(ع) فرمود: حضرت قائم(عج) را دو غيبت

 است (غيبت صغرى و كبرى)؛ در يكى از آن دو غيبت (كبرى) در مواقف حاضر

 مى‏شود و مردم را مى‏بيند ولى مردم او را نمى‏بينند. (اما در غيبت صغرى، فقط

خواص اصحاب او را مى‏ديدند و مى‏شناختند»، (اصول كافى، ج 2، ص 138، ح 12).


ه. دعا در زمان غيبت آنحضرت: رواياتى داريم كه در زمان غيبت امام زمان(عج)، ما را

به دعا براى آنحضرت فرا مى‏خواند، آن هم دعاء غريق: «عن عبدالله بن سنان قال:

قال ابوعبدالله(ع) ستصيبكم شبهه فتبقون بلا علم يرى و لا امام هدى لا ينجو منها

 الا من دعا بدعاء الغريق قلت و كيف دعاء الغريق قال تقول: يا الله يا رحمان يا رحيم،

 يا مقلّب القلوب، ثبت قلبى عن دينك، فقال: ان اللّه عزّوجلّ مقلبّ القلوب و الابصار

 و لكن قل كما اقول: يا مقلّب القلوب، ثبت قلبى على دينك»؛ (ميزان الحكمه، ج 1،

 حديث 1187).

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386;ساعت 18:19;  توسط عاشق مهدی;  |