الف. شناخت همراه با احساس عشق و محبت به آن حضرت. شناخت اگر فاقد
جنبه احساسات عميق قلبى باشد، به تنهائى محرك انسان نيست، همان گونه كه
احساس علاقه بدون شناخت كافى، جهتدهى درستى به انسان نمىدهد. مثلاً
در ارتباط با امام حسين(ع)، اگر فقط به شناخت تكيه شود، و اين شناخت با عواطف
قلبى آميخته نشود، او را به درياى موّاج عزاداران حسين، سوق نمىدهد. همچنان
كه تكيه به احساسات صرف و بدون شناخت لازم نيز از آنجا سر در مىآورد كه
عاشق حسين(ع)، بر سر بچهاش قمه مىزند. حتى در علم روانشناسى، اين
مطلب مطرح است كه براى جهتدهى رفتار، تلفيقى از شناخت و احساس ضرورى
است. اهميت شناخت امام زمان(عج) به اندازى مهم است كه پيامبر(ص) فرمود:
«من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهليهة». اين سخن، گرچه مربوط به
همه معصومين است اما شامل امام زمان(عج) هم مىگردد.
ب. مواظبت در امر دين: هر چه به زمان حضور نزديك مىشويم، جريان باطل فضاى
فكرى و عملى جامعه را به بيشترين ميزان ممكن، مىآلايد. در چنين شرايطى، پا
برجا و ثابت قدم بودن در باورهاى دينى، مشكلتر است. ياران امام زمان(عج)، بايد با
جديّت تمام، در اين راستا، كوشا باشند: «عن على بن جعفر عن اخيه موسى بن
جعفر(ع) قال: اذا فقد الخامس من ولد السابع فاللّه اللّه فى اديانكم لا يزيلكم عنها
احد، يا بنىّ انه لابد لصاحب هذا الامر من غيبة حتى يرجع عن هذا الامر من كان
يقول به، انّما هى محنة من اللّه عزّوجلّ امتحن بها خلقه، لو علم آباءكم و اجدادكم
دينا اصح من هذا لاتّبعوه...؛ على بن جعفر از برادرش موسى بن جعفر(ع) نقل
مىكند كه فرمود: هرگاه پنجمين فرزند هفتمين امام ناپديد شود، خدا را، خدا را،
نسبت به دينتان مواظب باشيد. مبادا كسى شما را از دينتان جدا كند. پسر جان،
ناچار صاحب الامر غيبتى كند كه معتقدين به امامت هم از آن برگردند. همانا امر
غيبت، آزمايشى است از جانب خداى عزّوجلّ كه خلقش را به وسيلهى آن بيازمايد.
اگر پدران و اجداد شما (امامان و پيغمبران پيشين)، دينى درستتر از اين سراغ
داشتند، از آن پيروى مىكردند»، (اصول كافى، ج 2، ص 132).
ج. انتظار ظهور: امام صادق(ع): «من مات منتظرا لهذا الامر كان كمن كان مع القائم
فى فسطاطه (چادر ـ خيمه)»، (ميزان الحكمه، ج 1، حديث 1205؛ حديثى مشابه
در اصول كافى، ج 2، ص 142، حديث 24 (95)
د. دقت در مكانهاى حضور آن حضرت: رواياتى داريم كه امام زمان(عج) در مواقف حج
و در مدينه حاضر مىشوند. در مورد مدينه قبلاً اشاره گرديد اما در مورد مواقف حج:
«عن عبيد بن زراره، عن ابى عبدالله(ع) قال: للقائم غيبتان، يشهد فى احديهما
المواسم يرى النّاس و لا يرونه؛ امام صادق(ع) فرمود: حضرت قائم(عج) را دو غيبت
است (غيبت صغرى و كبرى)؛ در يكى از آن دو غيبت (كبرى) در مواقف حاضر
مىشود و مردم را مىبيند ولى مردم او را نمىبينند. (اما در غيبت صغرى، فقط
خواص اصحاب او را مىديدند و مىشناختند»، (اصول كافى، ج 2، ص 138، ح 12).
ه. دعا در زمان غيبت آنحضرت: رواياتى داريم كه در زمان غيبت امام زمان(عج)، ما را
به دعا براى آنحضرت فرا مىخواند، آن هم دعاء غريق: «عن عبدالله بن سنان قال:
قال ابوعبدالله(ع) ستصيبكم شبهه فتبقون بلا علم يرى و لا امام هدى لا ينجو منها
الا من دعا بدعاء الغريق قلت و كيف دعاء الغريق قال تقول: يا الله يا رحمان يا رحيم،
يا مقلّب القلوب، ثبت قلبى عن دينك، فقال: ان اللّه عزّوجلّ مقلبّ القلوب و الابصار
و لكن قل كما اقول: يا مقلّب القلوب، ثبت قلبى على دينك»؛ (ميزان الحكمه، ج 1،
حديث 1187).